تو از دروغ لذت می بری خاطره ...

خرید بک لینک
سالهاست میگویی من روانی و مریض هستم . خب بله هستم . درست هم هست چون بیمار هستم و دچار چندین بیماری که یکی از آنها لاعلاج است می باشم که خودت هم می دانی .. سالهاست میگویی به دکتر و روانکاوی بروم . خب بله باز هم میدانی که رفتم اما درمان نشدم چون تو هنوز هم همانگونه که نباید مانده ای و هستی.دکتر به من میگوید اگر او نباشد من درمان میشوم . دکتر تجویز می کند که اگر خاطره نباشد درمان می شوی . حالا خودت بگو خاطره ...من با تو بیمار میمانم ...؟و بی تو درمان میشوم ...؟چه کنم ؟بمانی؟یا بروی؟دکتر میگوید راه درمان من این است که تو مدام در کنار من باشی و تا مادامی که لحظه ای باشی و دمی نباشی حتی از این هم بدتر میشوم . خطرناک میشوم . خودآزار که هستم . دگرآزار هم میشوم . پس چه چیزی خوب است ؟ اگر عاشق منی . اگر مرا دوست داری . اگر به من احساس داری . اگر مرا میخواهی چرا درمانم نمیکنی؟ آیا میشود با هم ازدواج کنیم ؟ اصلا ازدواج نه . آیا میشود هر شب کنار هم باشیم و با هم زندگی کنیم ؟ نه . نمیشود . هرگز نمیشود . چگونه ازدواج کنیم ؟ با کدام پول؟ چگونه با هم زندگی کنیم ؟ کجا ؟ پس تنها راه درمان من این است که تو نباشی . آیا حاضری از خودت بگذری تا من درمان بشوم ؟ من سالها از خودم گذشتم تا تو تنها نباشی. اما آیا واقعا اگر من نباشم تو تنها میمانی؟ باشه قبول . تنها میمانی . اما اگر درمان من با نبودنِ تو حاصل شود آیا می گذری که من بهتر و سالم تر بشوم ؟ پاسخ صریح است خاطره . خودخواهی یا من خواهی؟شک داری؟ من دروغ میگویم خاطره ؟ اصلا تیمارستان و درمانگاه و دکتری نیست ؟ او خواسته با تو حرف بزند ولی من بودم که مخالفت کرده ام . حاضری او را ببینی؟ آیا میتوانی به درمانگاهی در سلماس ، در شمالِ ارومیه بیایی و با تو از دروغ لذت می بری خاطره ......

ما را در سایت تو از دروغ لذت می بری خاطره ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: جمعه 29 تير 1403 ساعت: 21:42

اینطوری دیگه نه دروغ از عشق به من میگویی و نه در زندگی خودت گناه میکنی که هر چند هفته یا چند روز یک بار با کثافتی چون من همراه شوی و فقط با او میمانی و سفر میروی و برایش جشن تولد میگیری تا بی گناه و سالم بشوی و کمی هم راحت تر میشوی و استرس هم نداری و نخواهی داشت .حیف که مرا نخواستی خاطره .البته بخواهی که چی بشود ؟به قول منصوره خانم تو مردی میخواهی که قوی باشد . پول داشته باشد . بلد باشد پول در بیاورد. توانا باشد . پر رو باشد . پشتت باشد و حمایتت کند . از ضعف و حقارت و ناتوانی من هیچ چیزی نصیبت نشد و نمیشود . درست ترین انتخاب را کردی خاطره خانم . ممنونم که قبول کردی . دیگر نه پیام میدهم . نه پیام بده . هیچ و هیچ . به سلامت باش و خوشبخت بمان .پس خدافظ برای همیشه . زندگی کن و از زندگی در کنار دخترت و برای دخترت لذت ببر . من رفتنی و مردنی هستم . تمام . خدافظ. + نوشته شده در یکشنبه سوم تیر ۱۴۰۳ ساعت 17:11 توسط یک بیمار روانی  |  تو از دروغ لذت می بری خاطره ......

ما را در سایت تو از دروغ لذت می بری خاطره ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: جمعه 29 تير 1403 ساعت: 21:42

خاطره قشنگم ... یادآوری آنچه در تبریز و مشهد و فومن و هر جا با من داشتی قطعا موجب امتنان خاطرم بوده و هست اما به قول ضرب المثل معروف دیگر آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت چون آن دیدارهای زیبا تکرار نخواهد شد . در کنار آن همه خوبی و زیبایی از تو ، اینک هر لحظه ذهنم درگیر خاطرات و تصاویر بدی هم میشود که در محل های مختلف از تو دیده ام . من قصدم زندگی در شهری مانند تبریز برای همیشه با تو بود اما چنان رفتاری دیدم که عطای آن را به لقای تنهایی بخشیدم و از همه چیز فرار کردم . قطعا در زندگی خودت بسیاری از موارد وجود دارد که برایت بسیار مهم است ، در زندگی خودم نیز برخی عبارات وجود دارد که اهمیت زیادی برای من دارند . هر چه برای تو مهم است برای من اهمیتی بیشتر داشته و دارد ولی چرا هر آنچه برای من اهمیت دارد برای تو هرگز و هیچگاه مهم نبوده ؟ همه انسان ها به مراقبت و عشق نیاز دارند . اما الان طوری شده که انگار نه من نیاز به مراقبت دارم و نه تو نیازی به احساس داری . احساس وظیفه ات به خانواده و شغل هم که الان تقریبا بیکار شده ای بسیار نیکوست ولی همین نیک سرشتی تو که خانواده را می پرستی و اولویت اول و آخر خودت میدانی در رابطه با من ، هیچ هم نیست و به سرنوشتی آزاردهنده تبدیل شده است . انسان ها تشنه محبت هستند اما نه به هر قیمتی . محبت با مراقبت تفاوت بسیار دارد . شاید من نیاز به مراقبت از خود و دوست داشتن تو داشته باشم . شاید تو نیاز به محبت و عشق و دوست داشته شدن از سوی من را داشته باشی اما این مراقبت و محبت نه از من به تو و نه از تو به من اهمیتی ندارد چون اصلا به هم نمی رسد . اصلا نیست. چون اصلا نیستی که برسد یا باشد . شاید قبلا داشت اما الان ندارد . چرا ندارد ؟ شاید قبلا بود اما الان ن تو از دروغ لذت می بری خاطره ......

ما را در سایت تو از دروغ لذت می بری خاطره ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: جمعه 29 تير 1403 ساعت: 21:42

صفحه بندی